X
تبلیغات
رایتل
 
من و دوست جونیم.
نشود فاش کسی آنچه میان من توست.تا اشارات نظر نامه رسان من توست.
                                                                 
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 35920
پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1391 :: 00:56 ::  نویسنده : نگار

سلام به همه دوس جونیا

بالاخره بعد از این همه مدت تونستم بیام اینجا.اول تابستون اساس کشی داشتیم.تا همین چند روز پیش هم اینترنت نداشتیم.

چقدر دلم برا وبلاگم تنگ شده.برا نوشته هام.وقتی که عکسای نینیمونو دیدم ققققشنگ احساس کردم بزرگ شده.قربونش برم.وقت شد چنتا از عکساشو میزارم.

جیگر مامان میگه ماما، بابا البته اکثر وقتا بابائیش رو هم ماما صدا میکنه قربونش برم چنتا کلمه دیگه رو هم یاد گرفته مثلا دیدی،اینه،دد،ساعت و میگه ات،الله رو میگه.خلاصه یه جیگری شده ولی از اون طرفم شیطونیاش هم بزرگ شده جلب میره در سرویسای پایین رو باز میکنه ظرفا رو پرت میکنه پشت سرش بعد داد میزنه میگه دیدی.بماند که چنتا ظرف شکسته .چقدر شکر و برنج ریخته رو زمین و من جمع کردم.وقتی هم میره تو اتاقش وقتی که میاد بیرون انگار زلزله شده تا اونجاش که دستش میرسه خودش میریزه میپاشه باقیش رو هم من و بابائیش کمکش میدیم .از بابائیش بگم عاشق امیر محمد وقتی که از بیرون میاد کلا که منو نمیبینه فقط امیر محمد و از اون طرفم که امیر محمد عاشقه بابائیش.الهی که خدا هر دو تاتون رو برام نگه داره.

خدا روشکر زندگیمون خوبه.فقط هوای من کمی ابریه.از دسته خودم از آرامیسم  دلگیرم.بیخیال عادت کردیم،عادت میکنیم.

دلم برا نگارم تنگ شده،آخ اگه بودی نگارم چقدر خوب مبشد.نگار کجایی دلم گریه میخواد سرمو بزارم سر شونت زارزار گریه کنم بگمم دوباره آرامیسم مث قبلش شده مث همون موقعها که تو فش میدادی میگفتی دیوونه عاشق چیه این بنده خدا شدی اون که تو اصلا براش مهم نیستی  اون اصلا تو رو نمیبینه و من میگفتم ولی من دوسش دارم.نگارم نیستی ببینی نگار دارم داغون میشم من که جز تو  کهکسی رو نداشتم براش دردل کنم نگار کجایی.نگار نگار نگار نگار    

وای خدا من عاشق این آهنگ  البته درست نمیدونم کی خونده ولی معلومه از عمق وجودش خونده

دلم گرفته نمیخوام آواز بخونم 

دلم گرفته نمیخوام اینجا بمونم

امشب دل من ای خدا طاقت نداره

تا کی  خدایا اشک غم باید بباره 

بزارید برم من بزارید برم من

بزاریدبرم من بزارید برم من

بخت من امروز تو خواب امشب

گل به گلستان بی خواب امشب

دیگه نمیشه نوشت گریه اجازه نمیده.