X
تبلیغات
رایتل
 
من و دوست جونیم.
نشود فاش کسی آنچه میان من توست.تا اشارات نظر نامه رسان من توست.
                                                                 
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 35920
یکشنبه 16 آبان‌ماه سال 1389 :: 12:26 ::  نویسنده : نگار

سلام به همه دوس جونیام.

خوب هستید؟چه خبرا؟

من که امروز الکی خوشم.البته زیادم الکی نیستا .پس فردا سالروز عقدمونه.فکر نمیکردم آرامیس جونم یادش باشه ولی یادش بود.میخوایم یه برنامه دو نفره داشته باشیم شاید با دوستای آرامیس بریم بیرون.این از خوش بودنه من.

دیگه براتون بگم کادو واسه آرامیس جونیم یه دست کت شلوار خشکل مشکل خریدم که خودم کلی ذوقشو کردم.آخه خیلی بهش میومد خوب دیگه سلیقه منه یه کم تحویل بگیرم خودمو.شب تولدش هم خوب بود خوش گذشت.فقط اگه یه کم جامون بزرگتر بود عالی میشد.

از خبرایی که گفتم یه عالمه خبر دارم براتون بگم. البته یه کم دیر شده ولی دوس دارم بگم.

مامان و بابا جونم رفتند مکه دلم براشون خیلی تنگ شده.وقتی که تلفنی باهاشون حرف میزنم نا خوداگاه اشکم در میاد تازه وقتی که میگند روبروی خونه خدا ایستادند و دارن حرف میزند یه حسی بهم دست میده.و فقط گریه.ایشالا قسمت هممون بشه.البته اول درک و فهمش رو پیدا کنیم.

خوب دیگه دو هفته پیش کلی سرمون شلوغ بود که مامان و بابا میخواستند برند از یه طرفم تولد آرامیسم بود الانم که تا یه دو هفته دیگه ایشالا میخواند تشریفشونو بیارند ،خونشون کلی کار داریم.پس فردا هم که دیگه دیگه.

باقیشم شرمنده نمیشه اینجا  گفت با یه پست جدید رمز دار میگم.