X
تبلیغات
رایتل
 
من و دوست جونیم.
نشود فاش کسی آنچه میان من توست.تا اشارات نظر نامه رسان من توست.
                                                                 
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 35920
پنج‌شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1389 :: 19:15 ::  نویسنده : نگار

به نام خدا 

سلام به همه دوس جونیام. 

چه بارون خوبی میاد.چقدر دلم بارون میخواست. 

خدایا شکرت.  

امروز بعد از یه مدت طولانی آبگوشت پختم اونم چه آبگوشتی اگه نمیسوخت حتما خیلی خوشمزه میشد.خدائیش با اینکه یه کم یه کوچولوها ته گرفته بود ولی خوشمزه شده بود. 

به هر حال نوش جان کردیم.درد ناچاری.

موقعی که غذا در حال پخته شدن بود بنده در حال اذیت کردنه آرامیس جونیم بودم آخه آبجیام که نبودند برم سر به سرشون بزارم دیگه مجبور شدم برم سراغ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ارامیس جونی.من وقتی که حس اذیت کردنم میاد باید خالی بشم و الی تو گلوم گیر میکنه.خلاصه رفتم سراغ ارامیس و اذیت کردنم شروع شد.البته بگم اون هم بدش نمیادا کلی خندیدیم.چقدر دلم واسه این لحظه ها تنگ شده بود خیلی وقت بود اینقدر نخندیده بودیم.و ما همچنان سرگرم و غذا در حال سوختن.واقعا متوجه گذر زمان نبودم .که بلهههههههه غذا داره میسوزه و داره فریاد میزنه کمک سوختم.

بعد یه مدت یهو بو سوختگی و حس کردم.حس جدید سریع جای خودشو با حس اذیت عوض کرد و من پریدم تو آشپزخونه اما دل غافل ............... اون وعده ابگوشت خوشمزه هم  جای خودش داد به؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دیگه خودتون میدونید چی.

با اینکه این آبگوشته ضد حال بود ولی تمام اون لحظه ها  که در کنار هم بودیم خوب بود و دوست داشتنی.

حالا فکر نکینید من زورم به ارامیس میرسه ها  نه سخت در اشتباهید من مظلومم.همیشه خانما مظلوم واقع میشند.الکی.

راستی عید ایشالا قرار بریم مسافرت.میخوایم بریم قشم.البته اگه نی نی جونمون اجازه بده.یه وقتا بد جور کمرم میگیره.قربونش برم این طوری حداقل حس میکنم که نی نی جونمون هست.

تنبلی به شدت بر من غلبه کرده.تنبل بودم حالا تنبل تر شدم همش دلم میخواد بخوابم.همه بهم میگند علائم بارداریه طوری نیست منم از خدا خواسته دیگه هیچ وجدان دردی ندارم.میخوابم.همین الان هیچی نشده 3کیلیو وزن اضافه کردم نمیدونم تا اخر بارداریم چقدر اضافه کنم.خدا به دادم برسه.اخه یکی نیست بگه خوب تنبلی همینا رو هم داره دیگه.

25 نوبت دکتر دارم  کاشکی دکتر برا م یه سونو بنویسه بریم نی نی مونو ببینم ،که همه چیز سالمه دلمون درست بشه.

نمیدونم چرا احساس میکنم دکترم یه حالیه خیلی عجله ایی مریضاشو میبینه میخوام این دفعه هم اگه مث دفعه پیش بود دکترمو عوض کنم.نمیدونم.

ااااااااااااا چقدر نوشتما تلافیه این چند وقت. 

خدایا به خاطر همه چیز شکر.