X
تبلیغات
رایتل
 
من و دوست جونیم.
نشود فاش کسی آنچه میان من توست.تا اشارات نظر نامه رسان من توست.
                                                                 
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 35920
چهارشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1389 :: 18:11 ::  نویسنده : نگار

به نام خدا

سلام به همه دوس جونیا.

سال نو مبارک.البته فک کنم یه کم واسه تبریک گفتن دیر شده باشه.ولی من دوست داشتم الان بیام  تبریک بگم.

آخی بلاخره اومدم.از شنبه تا حالا میخواستم  بیام و آپ کنم.اما تنبلی به شدت در من رسوخ کرده و اجازه این کارو بهم نمیداد.تا امروز موفق شدم شکستش بدم.تو عید هم اینقدر سرمون شلوغ بود(از نوع الکیش)که نشد بیام و آپ کنم.اینقدر دلم میخواست عید یه مسافرت دوتایی بریم نشد که نشد البته دسته جمعیشم حاضر بودم بریم ولی اونم نشد.

ما هم مث بقیه آدما رفتیم عید دیدنی .اومدند عید دیدنی.ولی بگم تازه بعد عید میخواند بیاند خونمون عید دیدنی.

اتفاق خاصی نیوفتاد.همه چیز خوب بودفقط یه بدی داشت اونم مریضیه بابا و آبجیم بود که خدا رو شکر خوب شدند.خدایا شکرت که همه چیز خوب بود.

پارسال عید رفتیم مسافرت چه مسافرتی بود ،زهرمارمون شد . نمیخوام در موردش زیاد حرف بزنم فقط همین و میتونم بگم که خدا خیلی دوسمون داشت خیلی به طرفمون بود .خدایا شکرت.میتونست خیلی بدتر از این بشه و نشد.خدایا شکرت.

اگه یه موقعی حسش بود براتون تعریف میکنم. الان که کلا بهم ریختم.

فعلا برم.بای.